نویسنده :
سبزینه - ساعت ۳:٥۳ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢۸
تظاهرات دیروز ابراز وجود خوبی بود. به دلایل مختلف. جنبش سبز نیاز داشت یک حرکتی به خودش بدهد تا احساس بودن کند. نیاز به طراوتی دوباره به خواست مبرم همه تبدیل شده بود. سه ماه سرکوب مداوم و کشتار و شکنجه نیاز به حرکتی متقابل داشت داشت. دوم اینکه توازن قوایی که در چند هفته پیش به نفع آنها بود کمی متعادلتر شد و سوم اینکه فرد فرد ما احساس آرامش روحی کردیم. همه اکنون شاد هستیم.
مانند همیشه هنگامی که از خانهها بیرون زدیم کسی را نمیدیدیم. صبح جمعه ساعت ۹ صبح همه خوابند. تک و توکی در خیابانها راه میرفتند. ترس ما را گرفت. یعنی هیچ؟ بعد جوانهایی مانند خود ما از این خانه یا آن خانه بیرون آمدند نشانه پیروزی به هم نشان دادیم. به خیابان آزادی رسیدیم و بعد جمعیت سبز ناگهان تمام صحنهی بیروح قبلی را اشغال کرد. کنتراست بینظیری بود. چند دقیقه پیش خاکستری و بعد همه جا سبز....
انبوه آدمها هزاران هزار نفر سبزپوش شاد و جوان و مصمم با شعارهای خاص خود با بادکنکها نوارها و شالهای سبز همراه با هزان زن چادری پیر و جوان به هم میپیوستند و رودخانه درست کردند. ابتدا میترسیدیم. از گوشه راه میرفتیم. مثلا میخواستیم ارزیابی کنیم چه خبر است اما چند دقیقه نشد بیمحابا دل به دریا زدیم و به رودخانه سبز پیوستیم. هسته اولی که شکل گرفت از کوچههای فرعی افراد دوان دوان به این هسته میپیوستند.
در کنار آنان حزباللهی در تعدادی اندکی با بلندگوهایی غولپیکر میخواستند صدای بچهها را خفه کنند و بعد همیطور آدم بود که به ما میپیوست. هم می ترسیدیم و هم سعی میکردیم شجاعت داشته باشیم. رنگ بر چهره نداشتیم اما مصمم شعار میدادیم. آماده درگیری بودیم. این را از چهره جوان دوستانم میدیدم. احساس دوگانه جالبی بود اما هنگامی که خیل جمعیت از مرز دهها هزار گذشت دیگر فقط ترکیدن احساسات بود.
نکته بارز رودرویی مستقیم با حزب الله یعنی همان تماشاگران و شرکت کنندگان سنتی مراسم همیشگی حکومت و جوانان جنبش سبز بود. هنگامی که به ما میرسیدند از دیدن اینکه ما هم مردم هستیم شوکه میشدند. از دیدن چهرههای ما که علیه مقدساتشان شعار میدادیم یکه میخوردند. سرها را برمیگرداندند. رنگ به چهره نداشتند. گه گاه سر به زیر میانداختند. هول شده بودند. میخواستند فرار کنند. سی سال تنها به روز قدس بروی و بیصدا و یکنواخت هی بگویی مرگ بر اسراییل مرگ بر آمریکا بعد یکدفعه جوانانی را ببینی که فریاد میدند مرگ بر دیکتاتور! ترسناک نیست؟
باورنکردنی بود. تعداد آنها چنان اندک و کمشمار بود که میماندی اینها کجا هستند؟ کجاست امت همیشه در صحنه؟ پس تلویزیون چه کسانی را نشان میدهد؟ و اینجا بود که همه داد زدند اون ۶۳ درصد که میگن کو؟ دروغگو؟ و مردان و زنان حزباللهی باز هم رنگ میباختند چون به واقع حتی به چند هزار نمیرسیدند. تصور کنید از پپسی تا انقلاب سبز باشد و آنان با بدبختی در حالی که همه جا هو میشدند خود را به نماز میرساندند. چه لذتی داشت دیدن این صحنه!!!!!!!!
سعی میکردند متین باشند اما کارکشتههایشان میخواستند با پررویی جنجال بسازند. در جایی دو زن یکی از آن مادران همیشه در صحنه با چادر سیاه مقنعهای سفید هیکل بزرگ و چشمانی بیحیا و دهانی کفکرده مرگ بر اسراییل میگفت و دیگری زنی زیبا باریک و خوشچهره با صدایی ظریف اما پرقدرت فریاد میکشید نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران. و آن که کم آورد زن چادرپوش زشت بود و نه دخترک جوان! یک پیروزی دیگر.
در صحنهای دیگر فیلمبرداری جاسوس از جمعیت فیلم میگرفت. تمامی مردان و زنان رو به او برگشتند و هو کردند. او مضطرب دو انگشت خود را به شکل وی انگلیسی درآورد که یعنی با شما هستم اما همه او را هو میکردند و بعد پسر جوانی با دوربینش به سمت او رفت. آهسته آهسته به او نزدیک شد. مرد جاسوس هم رو به او برگشت هر دو از هم عکس میگرفتند. شاید این یکی از تاریخیترین عکسها باشد. عکاس جاسوس از او عکس میگرفت و جوان از عکاس جاسوس. این عکس اگر روزی دیده شود یکی از بهترین عکسها خواهد بود.
به هر حال همه مست و شاد و سبز به میدان انقلاب نزدیک شدند و راه را بسته یافتند خودیها ساعتها قبل میدان را به تسخیر درآورده بودند و اجازه به ما نمیدادند انبوه جمعیت از هر طرف دانشگاه تهران را محاصره کرده بود و احمدی نژاد میگفت ملت ما ذرهای اهمیت به داد و بیداد تعداد قلیلی نمیدهد و حسابشان نمیکند..............ما کار خود را کرده بودیم ثابت کردیم هستیم و بودیم.
نویسنده :
سبزینه - ساعت ٧:۱٩ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٦
تفنگت را زمین بگذار
که من بیزارم از دیدار این خونبار
چه در غزه - چه در لبنان
چه در قدس و چه در ایران
نویسنده :
سبزینه - ساعت ۸:٥٢ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٢
همه با هم روز قدس سبز می آییم
همه با هم روز قدس سبز می آییم
نویسنده :
سبزینه - ساعت ٩:٠٤ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱۸
-نماز جمعه نرفته بودیم که رفتیم. -به خطبه های آقا با دقت گوش نداده بودیم و هیس هیس نکرده بودیم که دادیم و کردیم. - سر پشت بوم الله اکبر نگفته بودیم که گفتیم. - توی قرآن و احادیث دنبال فکت نگشته بودیم که گشتیم. - در مراسم سالگرد شهدای هفتم تیر شرکت نکرده بودیم که کردیم. - از کنار پسر بهشتی ایستادن احساس دلگرمی نکرده بودیم که کردیم. - با شعار "بهشتی، کجایی، موسوی تنها شده" شُر شُر اشک نریخته بودیم که ریختیم. - از وسط 2000 نفر آدم به خون تشنه با اعتماد به نفس و نگاه عاقل اندر سفیه رد نشده بودیم که شدیم. - با حرفهای موسوی تبریزی و غفاری حال نکرده بودیم که کردیم. - نخست وزیر سابق جمهوری اسلامی همه چیز و همه کس مون نشده بود که شد. - هاشمی ناجی و آخرین امیدمون نبود که شد. - برای زندانبانان دیروز و زندانیان امروز دل نسوزونده بودیم که سوزوندیم - خدا آخر و عاقبتمونو به خیر کنه! یا حق
iranglobal.info
نویسنده :
سبزینه - ساعت ٧:۳٧ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱۸
امشب هم بر پشت بامها الله اکبر میگوییم
از تهران و برخی شهرها خبر میرسد که مردم معترض به کودتا قصد دارند امشب به طور گستردهای در پشت بام خانهها فریاد الله اکبر سر دهند. احتمال حمایت از سرکوبها در خطبههای نمازجمعهی این هفته، باعث نگرانی بسیاری از مردم شده است و تماسهای متعددی داشتهایم مبنی بر اینکه به موازات آمادگی برای حضور سبز در راهپیمایی روز قدس، برنامهریزی برای واکنش تند به اقدام نابخردانهی احتمالی کودتاچیان در بازداشت موسوی یا کروبی نیز در شهرهای مختلف آغاز شده است.
با بازداشت آقایان الویری و بهشتی و پلمب دفاتر مربوط به پیگیری امور آسیب دیدگان از حملات دولت کودتا، شایعه امکان دستگیری موسوی و کروبی قوت گرفته است. در پی این اتفاقات، از تهران و برخی دیگر از شهرهای بزرگ خبر میرسد که مردم در پاسخ به این اقدام کودتاچیان قصد دارند از امشب تا روز قدس بار دیگر فریادهای شبانه الله اکبر و "یا حسین میر حسین" را با شدتی بیشتر از سر بگیرند.
برخی از شهروندان تهرانی در تماس با ما گفتهاند که با توجه به اینکه گفته شده رهبر قصد دارد نمازجمعه این هفته را بخواند، قصد دارند با از سر گرفتن تکبیر شبانه از امشب، نسبت به عواقب دستگیری احتمالی سران جنبش هشدار دهند. این در حالی است که برخی اخبار رسیده نیز حاکی از آن است که از شب گذشته تکبیرها شدت گرفته و مردم از پشت بامها همدیگر را به شرکت در راهپیمایی روز قدس دعوت میکنند.
پیشنهادات متعددی در خصوص آغاز اطلاع رسانی برای اعتصاب عمومی در صورت دستگیری موسوی و کروبی نیز وجود دارد و بسیاری از سبزها اعلام کردهاند در اطلاع رسانی چهره به چهره برای اعتصاب را خود از امروز آغاز کرده و یا افراد متعددی را در سطح شهر دیدهاند که از لزوم اعتصاب در صورت دستگیری کروبی و موسوی سخن میگفتهاند.
یک شاهد عینی خبر داده شهروندان تهرانی در اماکن عمومی به یکدیگر میگویند اگر موسوی و کروبی بازداشت شدند منتظر روز قدس نخواهیم شد و بلافاصله اعتصاب خواهیم کرد.
نویسنده :
سبزینه - ساعت ٧:٢٤ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱۸
میرحسین موسوی با صدور بیانیه ای دستگیری فرزند شهید مظلوم بهشتی را محکوم کرد. به گزارش "کلمه" متن کامل بیانیه بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
خبر دستگیری برادران عزیز آقایان دکتر سید علیرضا بهشتی و مهندس مرتضی الویری مسئولان کمیته پیگیری امور آسیب دیدگان حوادث ایام اخیر و سردار مقدم مسئول کمیته ایثارگران ستاد انتخاباتی اینجانب موجی از شگفتی و ابهام در دلبستگان به نظام اسلامی ایجاد کرده است. آنان به بند کشیده شده اند در حالی که جرمی جز پیروی از راه انقلاب و دفاع از اجرای عدالت در مورد خونهای بهناحق ریخته شده و کمک به خانواده بی گناهانی که پس از انتخابات به زندان افتاده اند ندارند. آنان اینک در زندان به سر میبرند در حالی که عاملان فجایع اخیر آزادند و مسئولان ادعا میکنند حتما به جنایاتی که رخ داده است رسیدگی خواهند کرد. آیا با از بین بردن اسناد جنایت و در بند کردن کسانی که حقوق قربانیان را پیگیری میکردند این کار را انجام میدهید؟
المرء یحفظ فی ولده. حرمت انسانها در فرزندانشان پاسداری میشود. مردم اینک از مدعیان پرچمداری انقلاب اسلامی می پرسند حرمت شهید مظلوم انقلاب آیت الله دکتر بهشتی را در خاندان او چگونه رعایت کردهاید؟
مردم ایران!
کاملا پیداست که تلاشهای شما برای بازگرداندن آرامش به جامعه قرار نیست با پاسخی خردمندانه روبرو شود. روزهایی خطیر در پیشرو قرار گرفته است. دستگیری کسانی چون دکتر بهشتی یک نشانه است که از حوادثی سهمگینتر خبر میدهد. اما باطل رفتنی است و آن چیزی که به مردم سود میرساند باقی میماند. و اما ما ینفع الناس فیمکث فی الارض. آرامش و هوشیاری خود را حفظ کنید. سلسله حوادث جدیدی که آغاز شده است به مانند دیگر تحرکات کور این ایام برای مخالفان شما جز خسارت باقی نخواهد گذاشت. مراقب باشید که آنها شما را تحریک نکنند و به هنگام نابود کردن خود به کاشانه و کشورتان لطمه نزنند.
اینجانب به ویژه هتک حرمتی که از بهشتی مظلوم شده است را به فرزندان آن شهید و شاگردان و پیروان و دوستداران او و تمامی دلبستگان به انقلاب و اسلام تسلیت میگویم و از خداوند آرزومندم ضایعهای که با این عمل در قلب مردم ما ایجاد شده است با جاودانه کردن آبروی این خاندان جبران شود.
میر حسین موسوی
نویسنده :
سبزینه - ساعت ۱٢:٢۸ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱۸
در پی ممانعت از برگزاری مراسم سالگرد آیتالله طالقانی در حسینیه ارشاد، خانواده آن مرحوم طی اطلاعیهای از همه علاقمندان آن عالم ربانی و حامیان دیدگاهها و نظرات سبز او برای شرکت در مراسم بزرگداشت در محل دفتر فرزندش، سرکار خانم اعظم طالقانی دعوت کرد.
به گزارش موج سبز آزادی، در پی ممانعت از برگزاری مراسم سالگرد آیتالله طالقانی در حسینیه ارشاد که قرار شده بود در آن برنامه آقایان دکتر محسن آرمین، دکتر حبیبالله پیمان، دکتر محمدمهدی جعفری، دکتر صدیقه وسمقی و محمد بستهنگار در زمینه دیدگاههای آیتالله طالقانی نسبت به مشروعیت و مقبولیت حاکمیت به ایراد سخن بپردازند، خانواده آن مرحوم طی اطلاعیهای همه علاقمندان آن عالم ربانی و حامیان دیدگاهها و نظرات سبز وی را برای مراسم بزرگداشتی در محل دفتر فرزندش، سرکار خانم اعظم طالقانی دعوت کرد.
زمان: چهارشنبه 18 شهریور، از ساعت 17 بعدازظهر
مکان: تهران، خیابان سعدی، خیابان هدایت پلاک 149
نویسنده :
سبزینه - ساعت ۱٢:۱٩ ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳
بسم الله الرحمن الرحیم
برادر ارجمند جناب آقای دکتر احمد توکلی
با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات در ماه مبارک رمضان
از سر لطف و محبت اقدام به نوشتن نامه ای بعنوان اینجانب فرموده اید که آنرا در روزنامه خواندم. در این مرقومه هم نسبت به نظام مقدس جمهوری اسلامی و هم نسبت به ارادتمند، اظهار دلسوزی شده که جای تقدیر و تشکر است.
بر اساس دلسوزی نامه ای مبنی بر آنکه چنانچه تخلفی از سوی مامورین انجام شده است بررسی و در صورت صحت موضوع با قاطعیت برخورد گردد تا مبادا بار دیگر نظام همچون قضایای تلخ مرحومه زهرا کاظمی و مرحومه زهرا بنی یعقوب هزینه های گزاف پرداخته و آب در آسیاب دشمن ریخته شود که متاسفانه اینگونه در حق بنده اجحاف گردیده و این بلوای بازار مسگری را راه انداخته و به زعم خویش آنرا دفاع از نظام می پندارند که حقیر از فهم آن عاجزم.
علیهذا نه بعنوان پاسخگویی و نه از سر گلایه و اعتراض به بعضی داوریها که هم شما و هم جایگاه و هم شرایط شما را درک می کنم و هم این روزها چنان آماج حملات تند و بی حساب و کتابی هستم که در مواردی سیبل تمرین تیراندازان ناشی و افراد تازه کاری که رزم آزمایشی را تجربه می کنند نیز شده ام و افرادی که شمشیر و نیزه ندارند با سنگ و کلوخ در هوس جایزه و پاداش و به نیت رسیدن به کلاهی از این نمد، از لطف و مرحمت دریغ ندارند که به حمد الهی هیچکدام از این حرکتها کوچکترین خللی را در عزم قاطع بنده در دفاع و صیانت از نظام و انقلاب و راه امام بزرگوار نخواهد داشت، ولیکن فرصت را مغتنم دانسته، جهت تنویر ذهن شریف و استحضار ملت قهرمان و شریف ایران نکاتی را یادآور می شوم:
1. اینکه از سر دلسوزی مرا از سقوط در چاه ویل بر حذر داشته اید، گذشته از اداء تکلیفی سیاسی و اجتماعی و در فرصتی فراهم شده برای اعلام موضع شفقی در حق یک برادر دینی است اما در کنار ضرورت هر دو هدف یاد شده از امثال بنده و جنابعالی انتظار است در دفاع و دلسوزی از نظام و حقوق مردم که مصالح و منافع آنان مقدم بر حفظ و آسایش و عافیت طلبی افراد است به شفاف سازی و تعریف تمام ابعاد و علل و عواملی که سبب حفر و ایجاد این چاه ویل شده و راهکارههای عینی و عملی و واقع بینانه ای که باید به تخریب یا پلمپ این چاه ویل بکار گرفته شود بپردازیم. لذا بنظر می رسد باید همه عقلاء و اندیشمندان در حل این بحران یا معضل و یا فتنه بزرگ به گونه ای بگویند و بنویسند و رفتار کنند که قبل از آنکه دیر شود، نظام و مردم را از این چاه ویل نجات دهند.
2. از فردی فاضل مثل جنابعالی خصوصا" در ساحت نماینده مجلس و رئیس مرکز مهم و تاثیر گذار پژوهش های مجلس، یک بعدی نگری و یکجانبه داوری نمودن زیبنده نیست نه در بخش عتاب و خطاب به اینجانب و یادآوری نکاتی در خصوص بعضی نوشته و اظهار نظرهایم و غفلت از علل و عوامل اصلی این فضای ایجاد شده و آتش سنگین توپخانه صدها شخصیت حقیقی و حقوقی و دهها نهاد و تریبون که کشور را به فضای جولان و نمایش قدرت تبدیل نموده اند و نه در آن بخش که گفتن و نوشتن را خلاف مصلحت نظام تشخیص داده و به آن بپردازید ولی خطر سکوت و عافیت طلبی و در مواردی به زعم خویش مصلحت اندیشی یا به عبارتی دست بر کلاه خویش نهادن برای نظام را نادیده بگیرید! مگر جنابعالی هم از افرادی هستید که اعتقاد دارند باید تابلو دعوت به سکوت بیمارستانها را در جای جای نظام نصب نمایند! در حالیکه در عمل از شما غیر از اینرا دیده ایم، خصوصا" نامه ای که اخیرا" در ارتباط با اوضاع اقتصادی نوشته اید که محافل اقتصادی دنیا چنان به آن پرداختند که قاعدتا" باید همسایگی ما در چاه ویل را بپذیرید.
3. حرمت شکنی ها و حملات شدید برخی از شخصیت های حقوقی و حقیقی و دهها نهاد دولتی و تریبونهای نماز جمعه به فرزندان امام و انقلاب و دلسوزان نظام در سطوح مختلف بخصوص از ناحیه برخی جراید که متعلق به بیت المال بوده و مسوولیت سنگین خویش را با اطمینان خاطر از آنکه هیچ کس را یارای تعرض و بازخواست از آنان نیست، در بی آبرو ساختن، تهمت و افترا زدن و خراب نمودن چهره های خدوم نظام اعم از زن و مرد، روحانی و غیر روحانی، استاد و دانشجو دانسته و کسی را از گزند و سمپاشی های کریه آن امانی نیست.
آیا این وضعیت تاسف بار را نمی بینید ؟! چگونه است که از کنار این مسائل تلخ براحتی عبور می کنید؟!
4. همانطوری که اشاره نمودید ما نیز از ابتدا تمامی سعی و تلاشمان را مصروف داشتیم که مطالب بحق و قانونی خویش را از مجاری قانونی به نتایج انتخابات پیگیر باشیم ولی طبیعی است اتفاقات نادری که در روزهای قبل از انتخابات خصوصا ً روز رای گیری رخ داد: چگونگی چینش ناظرین و بازرسین، شمارش آرا و اعلام نتایج انتخابات در زمانیکه هنوز ساعت اخذ رای پایان نیافته از سوی سایت های حامی دولت و از همه مهمتر داوری شورای نگهبان که می بایستی اصل بی طرفی را رعایت می نمود، بی محابا و بدون پرده پوشی از یک کاندیدا حمایت های همه جانبه نمود و قبل از خاتمه بازی سعی و تلاش وافر می نمود تا تیم مقابل را به هر شکل ممکن برنده مسابقه قرار دهد!، فعال بودن اکثریت بدنه ی دولت در جای جای انتخابات و به نفع یک کاندیدا، تلاش همه جانبه ما برای بررسی شکایات و بازشماری آرا بصورت صحیح و سایر پیشنهادات همه و همه در مقاومتی آهنین و محکمی روبرو بود که در جهت سد خواسته های بحق رقبا خود نمائی میکرد، انصاف خواهید داد مردم خودشان جهت احقاق حقوقی که احساس میکردند از دست رفته و مرجعی را جهت طرح شکایات خویش نمی یافتند با مدنی ترین شکل و مسالمت آمیز ترین شیوه به خیابانها آمدند و تنها یک سوال داشتند (( رای ما چه شد )) و این ما بودیم که به خیل دریای بیکران مردم پیوستیم و مانند سی سال گذشته مردم طلایه دار و پیشگام و جلوتر از تمامی مسئولین و در کلیه پیشامد ها جلودار بودند.
حال سوال اینجاست که آیا ما بی قانونی کردیم یا آنها که صرفا ً قانون را در جهت منویات و در خدمت مقاصد خود میپندارند؟! آیا ما به سوی آبروی نظام تیر انداختیم یا این تیر منیت اصحاب قدرت بود که با یورش ناجوانمردانه به اجتماعات آرام و مدنی مردم، آنان را مورد ضرب و شتم، دستگیری و زندانی، رها کردن در بیابان ها و شکنجه و قتل قرار داد .
5. فرموده اید اگر امام امروز در قید حیات بود با شما چگونه برخورد می کرد؟
می خواهم اجازه بدهید همین سوال را من از جنابعالی داشته باشم و شما را مخاطب قرار دهم زیرا به عنوان شخصی که از جریان فکری حوادث اخیر دفاع می کنید و برای نمونه مثال هایی را هم در حوزه های مختلف مطرح کرده اید، بنظر می رسد این دفاع را باید مورد قضاوت افکار عمومی و وجدان های بیدار قرار گیرد تا مشخص گردد که چه اشخاص و گروه هایی آتش را شعله ور نموده و سلاح برای حمله به جمهوری اسلامی به دست دشمنان داده و میدهند.
الف : همگان اذعان دارند امام در دفاع جانانه و بی وقفه از جایگاه والا و مقدس مرجعیت که همواره در غیبت امام معصوم (ع) مهمترین عامل برای احیای اسلام ناب محمدی و احقاق حقوق حقه مردم می باشد، لحظه ای از مجاهدت و پایداری در این راستا دست بر نداشتند و تا آخرین لحظه عمر مدافع این اندیشه ناب بودند ولی متاسفانه سالهاست فضای سیاسی جامعه را چنان مسموم و آلوده کرده اند که حتی برخی از آن بزرگواران به جهت حفظ حرمت خویش و ترس از شکستن شیشه خانه هایشان در دفاع از حق، مجبور به سکوت گشته اند!
ب : جناب آقای توکلی آیا اصل شکل گیری این انقلاب همه به برکت مرجعیت نبوده؟! مگر نه آنکه نقش پر عظمت مرجعیت و شخص حضرت امام (ره) بعنوان یک مرجع عظیم الشان و عالیقدر به نحوی بود که در زندانهای رژیم گذشته از شما و مای زندانی مورد بازخواست های شدیدی قرار می گرفت.
ج : همانطوری که همگان اطلاع داریم امام مرجع بزرگ و با عظمتی بود ولی همین امام زمانیکه آیت الله سید حسن طاهری از سوی ایشان بعنوان نماینده عازم پاکستان می شود، امام تاکید می فرمایند در رابطه با تقلید بحث نکنید که مردم در انتخاب مراجع آزاد هستند فلذا مقلدین سایر مراجع را محترم شمارید.
د : زمانیکه من نماینده امام (ره) در حج بودم کسانی اصرار داشتند که منحصرا ً فتاوای امام در کاروانها و در ایام حج گفته و اجرا شود و از فتاوای سایر علما خودداری شود که این امر مورد اعتراض معظم له واقع و برآشفته شدند و فرمودند جلوی این مسائل را بگیرید، شما به تقلید مردم چه کار دارید و فتاوای علما همگی گفته و اجرا شود.
و یا در همان زمان برادر عزیزی که مشهور هم بود مقلد حضرت آیت الله العظمی خوانساری هستند و در بعثه هم حضور داشتند و مسوولیت سنگینی هم داشتند و در حالیکه مناسک مرحوم حضرت آیت الله العظمی خوانساری را در دست داشته و بدان عمل می نمودند ولی هیچ کس حق نداشت و جرات نمیکرد در خصوص مرجع تقلید ایشان مطلبی را بیان نماید.
ز : از موارد دیگر استقلال حوزه های علمیه و اداره آن توسط بزرگان حوزه است که امام (ره) بسیار حساس بودند.آیا در حال حاضر نیز به اتفاقاتی که قبلا" مکرر رخ داده و امروز نیز ادامه یافته که حتی در نماز جمعه مورد عتاب آیت ا... امینی نیز قرار گرفته، گلایه مند بوده و اعتراض خویش را همانند سایر بزرگواران علنی نموده اند.
6. جناب آقای توکلی من و شما از سال 59 وارد مجلس شدیم و سه دوره انتخابات مجلس در زمان حیات امام انجام گردید، نظارت شورای نگهبان بر این انتخابات و در زمان حیات ایشان چگونه بود؟ چه شده است که اکنون حاکمیت شورای نگهبان به شکلی مبدل گردیده که نظارت آنان عامل استقرار یک جریان فکری و حذف جریان فکری رقیب و به واقع دخالت صریح در اجرا گردیده است و متاسفانه نظام را از خدمات اجرائی افراد مومن، انقلابی و خدوم به نظام مقدس جمهوری اسلامی محروم نموده است.
لازم است به عنوان نمونه 3 نفر از مشاهیر را که برای اولین بار در انتخابات مجلس هشتم رد صلاحیت گردیده اند را ذکر نموده و این سوال را مطرح سازم که آیا پاداش سالها خدمات ارزنده آنان بدینگونه بوده است؟! آیا شیوه امام (ره) در حفظ نیروهای خدوم و مسوولین دلسوز بدینگونه بود؟! با کمال تاسف عرض نمایم که کار بجایی رسیده که سرنخ جریانات اصولا ً از دست عزیزان شورای نگهبان خارج شده و این کارشناسان هستند که تعیین تکلیف می نماید.
الف: آقای دکتر عباسی فرد با سوابق 8 سال نمایندگی مجلس، قریب 12 سال حقوقدان شورای نگهبان، 10 سال خدمت در قوه قضائیه بعنوان معاون و رئیس دیوان عدالت اداری در زمان آیت ا.. یزدی، یک دوره حضور در مجلس خبرگان رهبری، به چه جرم و گناهی رد صلاحیت می شود؟!
ب: آقای دکتر سید رضا نوروززاده که 5 دوره متوالی و به مدت 20 سال نمایندگی مجلس را در کارنامه خویش دارد و نمونه انسان خدمتگزار و با صلاحیت، تحصیل کرده، متخصص و با سوابق درخشان می باشد، به چه گناهی برای مجلس هشتم رد صلاحیت می شود؟!
ج: آقای مهندس مرتضی الویری که سابقه مبارزه در زمان طاغوت، نمایندگی مجلس، شهردار تهران، معاون برنامه و بودجه و سفیر ایران در اسپانیا را دارد، به چه دلیل عقلی و شرعی رد صلاحیت می شود؟! جالب آنکه زمانیکه وی با بعضی از فقها و حقوقدانان محترم روبرو می شود و علت رد صلاحیت خویش را جویا می شود با کمال تعجب می پرسند مگر شما کاندیدا بودید برای مجلس هشتم؟!
آیا مجلسی که بفرموده امام می بایست در راس امور باشد و به مرکز همه ی قدرتها تبدیل گردد و مدرس ها در آن پرورش یابند، با ادامه چنین رویه ی ناصوابی امکان پذیر است؟!
یادمان نرفته که حضرت امام حتی در مورد مبحث ریاست جمهوری می فرمودند که بروید و مجلس را قوی تر نمائید. تشکیل چنین مجلسی در سایه ی رهنمودهای آن پیر فرزانه می توانست نقش نظارتی و تائید دولتها را بدون کوچکترین تحقیری به منصه ی ظهور رساند.
آیا اکنون و با وجود فشارهای سیاسی وارده، مجلس می تواند همان نقش واقعی خویش را که امام دنبال می کرد را ایفاء نماید؟!
7. مبارزه با خرافات و حاکمیت ارتجاع و چهره هایی که اصولا" امام (ره) ورود آنان را به منهاد های انقلابی منع فرموده بودند و کارهایی که موجب وهن نظام مقدس جمهوری اسلامی و توسط افراد خودسر انجام می شد و امام تاکید داشتند که از اعمال آنان جلوگیری و با مرتکبین به شدت برخورد و مسببین مورد محاکمه قرار گیرند و اتفاقاتی که در خیابانها و در تماس با اینجانب و هیات حقیقت یاب مجلس به آنها اشاره شد و مسائل اخیر همه و همه موجبات نشان دادن چهره غیر واقعی از اسلام و انقلاب و امام (ره) گردید و انصاف خواهید داد که عملکرد چه اشخاص و گروه هایی به مسوولیت خویش در قبال مردم و رهبری عمل نموده اند و سایر نمونه هایی که در این مقال، فرصت پرداختن به آنها میسر نمی باشد سوالی است که می بایست سناریو نویسان کودتای انتخاباتی و آمرین و مباشران و مجریان حوادث پس از انتخابات بدان پاسخ دهند که اگر امام امروز در قید حیات بود با آنان چگونه برخورد می کرد.
8. اما در راس نگارش نامه سرکرده منافقین (مسعود رجوی)
جناب آقای توکلی ما که به اتفاق در زندان بودیم و منافقین را می شناسیم، نوشتن نامه توسط او چه ارتباطی به من دارد؟! مگر شما اطلاع ندارید که من از داخل زندان با آنها درگیر و مشکل داشتم. خدا وکیلی واژه وااسفا و خون گریه کردن و از غصه جان دادن زیبنده مسببین و موثرین در جنایاتی که بعد از حوادث انتخابات روی داد، نمی باشد؟!
حال سوال نهایی این است، روشهای من نظام برکن، اعلام ختم جمهوریت نظام، تجلیل سرکرده منافقین، ظلم به امام و عدم حمایت از ولایت فقیه است؟! و بر سر شاخه نشستن و بن می برم یا کسانی که اعتراضات هوشمندانه و تظاهرات آرام و چند میلیونی که همگان شاهد بودند از میدان امام حسین (ع) تا میدان آزادی را دربر گرفته بود و تنها سوالشان این بود که (رای من چه شد؟) را به خاک و خون کشاندند و به زندان و شکنجه و قتل و ... دچار ساختند.
وجدان بیدار افکار عمومی و آیندگان در این خصوص بهترین قضاوت را خواهند داشت.
توقع بنده از جنابعالی که از زندان رفته های رژیم گذشته هستید و همیشه و در همه حال تمایز بین گروه های سیاسی را به راستی و درستی تشخیص می دادید و گرو ههای تروریستی من جمله منافقین را به خوبی می شناسید بیش از این بوده و این سخن جنابعالی برای من بسیار گران تمام شد. مطمئنا" شما از آن جمله افرادی که شناخت ندارند و یا مغرضند و یا جهل به گروه های سیاسی و ... دارند، نیستید که اگر جز این بود هرگز شما را مخاطب خویش قرار نمی دادم.
مواضع بنده چه در قبل از انقلاب و در دوران سخت و تلخ زندان های ستم شاهی و چه بعد پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی همیشه شفاف و روشن بوده است.
در پایان لازم است به حضور عرض نمایم، که براستی آقای توکلی آن مصلحتی که باید همه بخاطر آن و برای پرهیز از سقوط در چاه ویل، دین و شرف و مردانگی و دنیا و آخرت خود را فدای آن کنیم تا مصلحت حکومت و خودمان حفظ گردد، اگر جنابعالی گفتن و نوشتن را خلاف این مصالح می دانید من رسما" اعلام می کنم امروز سکوت خلاف همه آن مصالح است.
به امید حصول و یکپارچگی و وحدت آحاد جامعه و حفظ دستاوردهای نظام مقدس جمهوری اسلامی این میراث ارزشمند امام و شهیدان و ایثارگران گرانقدر.
مبادا توجه به یکسری امور ما را از توجه به امور بزرگتر غافل نماید.
( حفظت شئیا" غابت عنک اشیاءٌ )
مهدی کروبی
2 / 6 / 1388